مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
بیتو چه سخـت میگـذرد انتـظـارها پـایـان رسـیـد عـمـر همه روزگـارها صدپاره شد قلب زمان از وفور زخم خون میچکد ز چشم زمین بر مدارها در امتداد ظلـمت این فصلهای سرد جـلـوه نـمیکـنـنـد چـرا نـوبـهـارهـا ؟ پژمردهایم در پس این انحطاط محض جامـانـدهایـم در پس این انـحـصـارها بر گل نشسته زورق دلهای بیشکیب طـوفان زده به ساحل چـشم انتظارها در این شب سیـاه طلاقی خـیر و شر گلگـون شده حـنجـر حق روی دارها در انتظارجلـوهات ای صبح بیبـدیل صبـری نـمـانـده بر دل این بیقرارها مـائـیم و موج فـتنه و طوفان حادثات از تـو ولـی رسـیـده به مـا اقـتـدارهـا |